يــــــــــــــزدي

شام غريبان

امشب شام غريبان آغاز می شود ، برای آنکس که ديشب در خانه اش آرام بود و ديگر آرام نيست....برای آنکس که ديشب کودکش را در آغوش داشت و امشب کودکی ندارد.....برای آنکس که دراولين شب عروسی همسرش رااز دست داد......برای آنکس که هم پدررا از دست داد و هم فرشته قديس عاطفه،مادرش را،اآری دارا ديگر در کنار سارا نيست..........عروسک زينب زير آوار ماند و عروسکهای مريم بدون فاطمه هستند.....دستهای دختر رضا باهمه کوچکيش قطع شده و پیکرمحمود زير آوارها مانده......اين مادر الهه است که شيون می کند،مدرسه فرشيد فروريخته ،..........سيماديشب در کنار شوفاژ خوابيده بود و شيمادرکنار بخاری ،اما امشب هردو در کنار خيابان بر پاره ای پتوی خاک آلود صورت زيبايشان را ميسايند.....،امشب شام غريبان است و آغاز دربدری، آيا در سرمای زير صفر درکوير در چادر برروی زمين خاک آلود خفته ايد؟.............آری آغاز شام غريبان است ،برای آنکس که آنچه داشت از دست داد و از فردا باشرم و آبرو منتظر کمک ديگران است....مناعت طبعش زياد.....اما نياز مند،او کمک رسان به ديگران بود اما ديگر محتاج است،نه فقط کمک مالی،نه تنها کمک جسمی.......که حتی عاطفه رانيز طلب می کند.......فاجعه دردل کوير با خانه های گلين راآن کسی می فهمد که کويری باشد.........فاجعه عميق است ......تامل نکنيم، با تسليت گفتن به خودمان فکر نکنيم مسئوليتمان به انجام رسيده،......از پا ننشينيم،حرکتی آغاز کنيم..........به نيکی نميرسيم مگرباانفاق آنچه دوست داريم،نه آنچه کهنه و مندرس واز کار افتاده است ،چشمانی،دلهايی،انسانهايی در انتظارند......به پاخيزيم......من مطمئنم مسيح ع ،معصومه س ،  نيازی به تبريک ندارند.....به ما می نگرند که چگونه  راه آنها را می پوييم ،چه بايد گفت؟...........من نميدانم .......................................يا علی

علی

+ علی ; ۱٠:٤۸ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٢/۱٠/٥
comment نظرات ()