يــــــــــــــزدي

يادی از عشق ماندگار.......

تو چون ستاره رويايی من بودی ای روشنی چشمم
تو طلوع باور نکردنی بر دل بودی ای عشق سالهای نوميدی
تو ريزش دمادم باران در خشکسال بی عاطفگی
توتندر شب شکن،آوازگوی بيداری آفرين من بودی تو سرچشمه اشکهای تنهايی منی
تو يادواره نمکين يوسف مصری
توخود کشتی نوحی٬.....که چون کوهی.....تو بلند قامت سرکش صبربودی٬عزيز من
تونشانه هابيلی بر فراز سرزمين هابی نشينان قابيل ستيز
تورا می ستايم ولی نمی پرستم
کلامت بوی محمدص!ميدهد
نفست دمی مسيحايی٬يد بيضايت کليم اللهی٬حکومتت سليمانی....و صدايت داودی ....
تو عشق منی
هميشه توراچون نگينی درقاب دل دارم مردنت را باور ندارم .......
مردم .......بياييد باورکنيم که او زنده است....دردلهاست حراميان حتی از يادش هم ميترسند....
کاش بودی تا سر بر زانوان توانمندت٬دست نوازشگرت را برگونه هايم حس ميکردم
کاش بودی و.....باورت راهميشه چون گردنبندی زينت خودداشتم
دوستت دارم جايت خاليست

علی

+ علی ; ٤:٤٥ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۳/۳/۱٥
comment نظرات ()