يــــــــــــــزدي

مهر

ماه مهر بوی شکوفه های بهاری ميده دستهای کوچکی که نوازشگر صورتهای پر عاطفه معلمها ميشه اين درست نيست که ميگن معلمها محصلها را نوازش ميکنن بلکه يک رابطه دو طرفه چشمهای مهربون دوتا مهرورزه که خدا نظاره گر محبتهاشونه ياد کوچه پس کوچه های محله چارمنار يزد و مدرسه حکمت بوی خاک مدرسه و گچهايی که ميرزا اقا مستخدم مدرسه با دستاش درست ميکرد هنوزم از خاطرم محو نميشه هنوز مجذوب وقار وشخصيت اقای مرات مدير مدرسه ام از شلاق جمالان ناظم ميترسم نگاه ايت اللهی معلم کلاس اول ونخودولوبيا کاشتن سر کلاس اقای مکيان منو تو عالم گذشته ميبره محبت اقای بهرام فلفلی زردشتی با وجود را فراموش نميکنم ودلسوزی اقايان فصاحت وابوالبقايي و تلاش پرثمر قدميه معلم شاعرم را از ياد نمی برم خدايا زنده هاشون را سلامتی و مرده هاشون را رحمت عنايت کن
+ علی ; ٧:٥۸ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۱/٧/٥
comment نظرات ()