يــــــــــــــزدي

سلام

سلام به بهار ، سلام به شکوفه هايش که نشان از به بارنشستن انتظار زمستانی دارند .راستی زيبايی شکوفه ها،از انتظار نيست؟
.....سلام به بهار که جوانه هايش زايش اميدرا نويد ميدهند.راستی اميد زيبا نيست؟
.....سلام به قطرات شبنم صبحگاهی که زلالی،طراوت و پاکی را نشان ميدهد......واز بی رنگی به ما می گويد......راستی ،قطرات شبنم آدم را به وجد نمی آورد؟
.....سلام به نسيم ،که روح افزاست وسينه آمادگان رااز عشق به حيات لبريز می کند . مگر عشق زيبا نيست؟
........سلام به سبزه زار ها که چشم رابه پاکی و معنويت می رساند .....سبز بودن اوج زيباييست ، مگر چنين نيست؟
.........سلام به صورت پر چين مادر بزرگها......سلام بر دستهای تکيده پدر بزرگها.....راستی مگر اين دستها و صورتها بوسيدنی نيست؟
....سلام بردستهای ياری رسان پدرها و گونه های فداکار مادر ها وقلبهای پرعطوفت خواهرها و عزم حمايتگرانه برادرها ،راستی بوسه بر گونه اين عزيزان خواستنی نيست؟
......سلام برقلب شکسته يتيمان،نگاه های منتظرانه آنها،قلبهای پرتپش و رنج کشيده آنها،مگر صورت آنها بوسيدنی نيست؟حمايت از آنها که فقط مادی نيست.
.......سلام بررشته های دوستی ،بندهای همبستگی،زمينه های پيوستگی.........راستی اين رشته ها محکم کردنی نيست؟
..........سلام برآشنايی،بر عشق ، بر محبت، بر دوستی، بر اميد ، بر انتظار ،بر پويش ، بررويش،و........
.........سلام برهمه تون
+ علی ; ٤:٢۸ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٢/۱/٥
comment نظرات ()