يــــــــــــــزدي

خون و خورشيد

خورشيد سالهاست که از عراق خاطراتی خون آلود دارد
.......ازآن روزی که فرق علی را شکافتند،
.......از آن روزی که خون حسين را در طف برزمين ريختند
.......از کشتار شيعيان در دوران سياه خلفای عباسی
..از کشتار خونخواهان حسين و توابين و........
.........از سفاکی های عباسيان
.....از سفاکی و خونريزی انگليسی ها دردوران استعمار
.....ازخونريزی شهر کودتاها.....فيصل شاه....عبدالکريم قاسم......عبدالرحمن عارف.......عبدالسلام عارف........و.....خونريز جديد قرن صدام و........سفاک و فرعون دوران بوش .....
خورشيد هرروز برای پاشيدن طلايی عشقش بر شهر ها و خانه بيدار ميشود واز ايران به عراق ميرود .....اما .....در دود آتش،غبار خاک و ضجه کودکان گرسنه پدر ازدست داده و مادر مرده،.......
سايه لاشخورهای آهنی و............کدام پرتو مهری امکان تابيدن بر چهره معصومانه هابيليان دارد؟کدام آوای عشقی به عاشقان ميرسد؟....در همهمه تلاش برای زنده ماندن....سعی برای بدست آوردن لقمه ای نان و.....کدام مردی،کدام زنی،کدام انسانی دست نوازش برسر يتيمان خواهد کشيد؟.
وعراقيان هرروز خورشيدرا از دست ميدهند و سياهی رااز آسمان ميگيرند وتاريکی......
......ريختن خون علی اثر آميزه ای از بيرحمی معاويه و حماقت ابو موسی اشعری بود
......ريختن خون حسين اثر آميزه ای از بيرحمی يزيد و حماقت شريح قاضی بود
.....و هزاران يزيد و هزاران احمق خون نسل عراق را بر باد می دهند
.....چشم انداز کوتاه مدت جنگ مشخص است......سرنگونی يک خونريز توسط پدر خوانده سابقش.......
.....چشم انداز بلند مدت اين خونريزی معلوم است.......قيام مردمی و شکست سلطه گر....
.......اما،به چه قيمتی؟.....ويرانه ها و گونه های سوخته کودکان يتيم؟
..........راستی ايرانيانی اهريمنی که چون انيرانيان بيگانه را به خاک خويش می خوانند احمق تر و خودفروخته تر از ابو موسی اشعری ها و شريح قاضی ها و شاه سلطان حسين ها نيستند؟
+ علی ; ۱۱:٤٦ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٢/۱/۱٤
comment نظرات ()