يــــــــــــــزدي

باز هم کاروان....و وصل

زينب می آيد.......او خسته نيست.....او دل شکسته است.
ميقاتی ۴۰ روزه.........مديريت بر کاروان غم زده راهيان کهکشانهای وصل ......چه سخت است.
شب وتاريکی و هجران وعشق وصل يار وياد تيغ دشمن از يکسو و......فرياد دژ خيمان وسگهايی که از هر گرگ بدسيرت ترند از سوی ديگر ميرسد برگوش......
.....ولي.....زينب سختی راه ودشواری پاسخ به طفلان يتيم و برخورد بادژخيمان و....هيچكدام ....پيرش نميكند،از پايش نمي اندازد.......ولي دغدغه قابل پذيرش بودن عملكرد و انجام وظيفه در اين ۴۰ روز كه نبض حركت اسلام به دست او بود ،فرتوتش ميكند.
......او از نسل كساني بود كه ،سوره هودپشتشان را مي شكست و۳روز عمزدگي از امكان عذاب امت حتي لبخندرااز چهره شان ميزدود......و دختر كسي است كه صورت برآتش تنور خانه يتيمان نزديك ميكرد تا طعم آتش دنيايي را از غفلت زندگي يتيمي بچشد و.......
.....اين ...و اين است ،عامل شكستن قامت سروگونه دختر فاطمه....
...زبان حالش اين است:خدايا كارم را به خوبي انجام دادم؟يارسول الله،پدر، مادر،برادرانم......آيا آنچه كردم در خور بايدها بود؟
..........دراربعين حسين،حسين در آرامش بهشتي است......بايد روضه زينب را خواند.
٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪
عزيزانم.....به علت مشغله نميتوانم آنگونه كه شايسته است ادامه بدهم و نميخواهم اين صفحه را نيز ببندم ....پس با شناختي كه از نثر يكي از وبلاگ نويسهاي خوب داشتم ،برآن شديم كه از اين به بعد به صورت مشاركتي اين صفحه را بنويسيم.......
من شروع نويسندگي فرنازدر اين صفحه كه مصادف با روز تولدش كه است تبريك مي گويم .
.....به اميد بهروزي همگي شما
+ علی ; ۱۱:۳٧ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٢/٢/٢
comment نظرات ()