يــــــــــــــزدي

معرفه القلی(قلی شناسی)

از آنجا که دخترای فاطی خانوممسابقه قلی شناسی را رديف کرده اند و اونها دختران آدم خاصی هستند وممکن است جايزه شان سفر حج يا ....باشد پس ما هم برای عقب نماندن از قافله در خدمتيم.
قلی عزيز در ۱۶ ماه عقرب در يزد از مادرش جدا شد و به دنيا آمد و از مشخصاتش اين بود که در کيسه بود و......بين اعضای خانواده بر سر نامگذاری اين موجود بحث فراوان شد مثلا عزيز و حميد و....در ليست بود تا اين که با توجه به اين که چشمهايش بابا غولی بود اورا غولی نام نهادندوبعد ها يواش يواش به قولی و قلی مشهور شد.
....ازهمان روز های اول زندگی اعمال غير ارادی ريادی داشت مثلا با کارد ودشنه و از اين چيزا زياد بازی ميکرد ونهايتادر اثر بازيگوشی در مدرسه شاگرد آخر شد واسمش رادر ته ليست گذاشتند واين عوام ليست را سر و ته ميگرفت تا اسمش اول خوانده شود.
...از بس شلوغ کار بود معلمها و همکلاسها و پدرش هر روز او را مي زدند و طفلک گريه کنان پيش مادرش می آمد ،مادرش که اين بچه را ته تغاری ميدانست اورا نوازش ميکردو می گفت: چی شده ننه؟....اين بچه هم که لکنت زبان داشت ميگفت:زت(زد)مادرش ميگفت عيبی نداره ننه جون . ميگفت آخه ننه زت زياد(زياد زد)و اين تکيه کلام را از همان موقع با خوددارد......
مادر بيچاره اش چاره ای نداشت جز اين که قدری ماچش کند و نهايتا می گفت بی خيالش و اين مادر مرده هم تکيه کلام (بی خيالش )را از آنجا دارد.
....از خصوصيات ظاهری اون دماغ قلمی منحصر به فردش هست که از بس کتک خورده و دماغش را به خاک ماليده اند دماغش باد کرده و قد يک کدو ی حلوايی گنده شده و سوراخهايش نيز ياد آور دودکشهای بخاری هيزمی است.
....از بس حواسش پرت است مرتب با پيشانی به ديوار خورده و دراثر تصادفات ديواری پيشانی تنبکی شده است
می گويند سنجد برنامه کودک هميشه به حال اين بيچاره غبطه می خورد که رکورددار گشادی دهان است
......بقيه در شماره بعد .......آقا
قلیچنان سيبيل و ساير اعضايت را تصوير کنم که هرکس تورا ببيند بشناسد.
+ علی ; ٧:٠۸ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٢/٢/٢٠
comment نظرات ()