يــــــــــــــزدي

خورشيد

اگر تفاوت عشق و وهم.....و.......احساس و تلقين.....را بفهميم ،عاشق آن می شويم که دوست داشتنی است.......او منبع عشق است......
....اگر عاشق شديم ،شب رااز روز و مرگ رااز حيات باز نخواهيم شناخت
پس چه خوش است وصل عشقی که آرام از من بگيرد.
وچه شیرین است حلاوت عشق بازی با محبوب ....که پایانی نباشد
جيحون يزدی گفت:
چو گيرد جام و گردد رام و بخشد کام نشناسم....ترنج از شست وشست از دست ودست از پا و پاازسر.
در وصيتنامه شهيدی خواندم که گفته بود(نقل به مضمون):خدايا اگر ميدانی عاشقت شده ام مرا به سوی خودت فراخوان وگرنه چنان در کوره آزمايشت بسوزان که شايسته وصل تو گردم.
.....
+ علی ; ۳:٤٧ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٢/۳/۱۸
comment نظرات ()