يــــــــــــــزدي

آغاز

جرثومه های خاکی بر خود ساخته هاسجده ميکردند،دست ساخته ها جان انسانهارا به قربانی ميگرفتند،.......اما عاشقی به دوراز هياهوی آنها با معشوقش پيوند برقرار می کند،حرا،خاستگاه عشق است،عشقی مدهوش کننده،عشقی شورانگيز،عشقی که بی قراری با خودداشت.........چه زيباست عاشقانه،اخساست را در آستان معشوق  پيشکش کنی،بااو از عشق بگويی واو با تو به نجوا بنشيند. تو باشی و او،او باشد و تو و........ديگر هيچ......ميگوييميشنوی.....طپش قلبت،تلاطم دل، طنين عشق در فضای حرا و در خلوت دوست.......

وقتی خوب عشق بورزی در مالکيت معشوق در خواهی آمد،و او......ترادربرخواهد گرفت،تو اوستی و او توست.......پس قرارت را خواهد ربود ،آنچه رااو دوست دارد تو دوست خواهی داشت،و برای آنچه او حرکت کند ،تو نيز......پس در خدمت مخلوق اويی، دغدغه عشق او به مسلخت می کشاند،به آتشت می کشاند،به رود نيل،و شبی ظلمانی در طور و.............اما وقتی محمد(ص) باشی ميوه آگاهی رابرتر از ديگران در وجودت حس ميکنی،و عشقت بی نظير است،و آنگاه.....آخرين ميشوی.......نه يک اسماعيل ،که يازده نور عشق را به آستان معبود به قربانگاه خواهی برد......

مبعث خاتم النبيين بر شما مبارک باد

علی يزدی

+ علی ; ۳:٢٤ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٢/٧/۱
comment نظرات ()