باد شهر
ساکنان بي وجود شهرباد
بر فراز خانه ها بنهاده اند
بادسنجي و سنجيدند باد!
هر نسيمي يا که هر بادي وزيد
همسفر گشتند،اندر راه باد
بي هدف رفتند هي همراه باد

* * * * * * * *
ساکنان بي وجود شهر باد
از نسيم کوچکي يا گردباد
بزدلانه لرزه بر اندامشان
بادبانها بر فراز خانه شان
تا کمر خم گشته اند در نزد باد
زندگي دادند اندر دست باد

* * *‌‌ * * * * *
بادبانها بر فراز خانه ها
کشتي ايام در درياي عمر
خانه هاشان را به دست باد داد
باد آنها را به هر بيداد داد
زندگي شان را به هر شياد داد
پاسخ هر ناله را فرياد داد

/ 24 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
FASELEH

سلام اگه شعر ها مال خدته خيلی زيبا خودتو تو اين دنيای شعر مجسم ميکنی گاه طوری که مخاطب خود را مجسم ميکند و اين قشنگه و با ارزش اگه ام مال خودت نيست به اونی که مال اونه بگو... امير

دكتر سارشك

درود ----نوشته های خواندنی و قابل تاٌملی داری ------بيانيه پايانی را نوشته ام بخوان----در ضمن اگر خواستی نام ما در قسمتی از بلاگت که معمولاْمی خوانی ثبت کن ولينک بده -------موفق وپيروزباشی

طلوعی تا فردا !

سلام ! زیبا و خواندنی بود ! در پناه حق ! در انتظار موعود :نیکو !!!

پروا

اين شعر از که بود آقا ؟ هووم ؟

دارچين(محمد )

سلام - نمی دونم چزا ياد اين شعر از افتادم - نفس کز گرمگاه ديده می آيد برون ابری شود تاريک ايستد در پيش چشمانت - نفس کين است پس ديگر چه داری چشم زدست دوست داران دور يا نزديک

hamed

ياحق سلام .شعر زيبايی بود و حکايت خيلی از ما ادما که خودمون و انديشه و زندگي و علائقمون هر لحظه به يه سمت چرخش ميکنه

حسين

سلام.. شعر قشنگی بود . ولی علاوه بر قشنگی، واقعی و حکايت روز بودن اونه که اون و جذاب کرده. ممنون از حسن انتخابت. يا حق

احسان

سلام.................شعر زيبايي بود ................به دنبال او .....(۴)

gholi

بچه جون فرناز کجاست؟