پيغام

چلچله ها برايم گفتند
او
پنجره ای رو بسوی بهار می شناسد
و کلبه ای
در عمق سبز باغ زيستن دارد
چلچله ها می دانستند
او
برکه ای هميشه روشن را می شناسد
که از عبور عجيبش
رايحه جاری ياسمن بر می خيزد
و شقايقي
که داغ عشق بر تنش کهنه نمی شود
چلچله ها برايم گفتند
او
قصه پرواز می داند
قصه رگبار می خواند
و عشق را
در بی نهايت ترين زاويه
ديده است.
 
سلام.
راستش يک خواهش از همگيتون دارم، يکی از دوستان که شايد همگيتون بشناسيدش برای سلامت فرزندش التماس دعا داره، ازتون خواهش می کنم برای سلامتيش دعا کنيد...
سبز باشيد.
فرناز
/ 41 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
azy

انشالله که خوب بشه اون کوچولو...

samira

من که نميشناسم..ولی دعا می کنم خوب بشه.

در اوج تنهایی

سلام فرناز جون ! چه عجب برگشتی ؟ رو چشم قابل باشيم دعا کگو هستيم . راستی لينکهای وبلاگتون هم يه هوا نا خواناست ... درستش کنيد .

مامان و بابا و دخترشون

سلام کنجکاو شده بودی از خود ما میپرسيدی ناسلامتی ما از دوستای قديمی هستيم ..راستی ما فردا صبح تا ۱۰ شب شيراز هستيم ..عمو پورنگ هم با ماست برات ايميل زدم چک کن

meslehichkas

نيستی خانومی.......اميدوارم حالش زود خوبه خوب شه........باز خوبه علی سر ميزنه به من ...قربونت

*بابك*

با آرزوی سلامتی....***بابک***

hamed

سلام ابجی ! خوبی ؟ ممنونم از احوالپرسی و از اينکه به فکرم بودی . من هم حتما برای اون کوچولو دعا ميکنم . انشاالله هرچه زودتر حالش خوب بشه و نشاط و طروات کودکانه بهش برگرده و باعث خوشحالی مادر و پدرش بشه . آپديت کردم

ته تغاری

ته تغاری با يه مطلب تازه به انتظارتون نشسته D:

no1

اينهم قشنگ بود .در ضمن انشاءالله مريضمون هم هر حِه زودتر خوب بشه

joupy

و البته جای شما و بقیه دوستان خيلی خالی بود........... برای اين دوست هم البته که دعا خواهيم کرد اگر اون شخصی باشد که ما ميشناسيمشان بايد بگويم که در مشهد همه به فکر ايشان بودن فعلا سيييييييييييييييييی يووووووووووو