دور دستها

هميشه
...........از كودكيم،...وقتي به دوردستها نگاه ميكردم
راهها بسته بودو تاريك تاريك
اگر در اتاق بودم، درها و پنجره ها ،...همه بسته بودند.
دلم را غم ميگرفت....و بغض گلويم را
پدرم،مادرم،معلمم،خواهرم،برادرم......نميدانم ، يكي چشمهايم را مي گشود.
................اينك دوردستها را مي ديدم.چشمانم گشوده شده بود. نور را مي ديدم
و.......خورشيد ميدرخشيد ومن زيبائيش را حس مي كردم.
بزرگتر كه شدم،در وجودم حسي است ،و ان حس زیبا وقتي از همه چيز نااميد میشوم...........روشني را درمن پيدا ميكند.
و....نهيب رفتن مي زند. به سوي خورشيد!
ومن..............مي خواهم پر بكشم،پرواز كنم.
..............من می توانم، اگر خدا بخواهد. من خورشيد را مي بينم

/ 44 نظر / 14 بازدید
نمایش نظرات قبلی
zeynab

روزي كه خورشيد را ديدي .. سلام من را بر او برسان .. و بگو ، مسافري هميشه كوله بار خويش را به شوق تو ، به سوي آسمانها مي گشايد .. اما هر بار در نيمه هاي راه ، انقدر نور ارزانيش ميكني ، كه مغرور و سرمست از رسيدن ، راه برگشت را بر مي گزيند .. بگو مسافر بارها و بارها شوق وصال را در سر پرورانده است .. و هر بار دريغ ....

فریدوخانومیه آن

سلام.مرسی که پیش ما اومدی.بازم از این کارا بکن.منم با خانومی موافقم.در ضمن ما کی شما رو پاس دادیم؟بای

پوریا

سلام . ممنون که به ما هم سر زدی . باز هم بیا اونورا ، یا حق ...

بهانه به درد نخور

من هم هميشه رفتم و به نور رسيدم حتی در تاريکی مطلق ، حتی در خواب . پس هميشه مسافر باش . هميشه . راستی ديگه عصبانی نيستم .

آزاده

يه اشتباه من آزاده هستم . البته از ايميلم می فهمی .

mona

سلام خيلي قشنگ نوشتين. ممنون كه به من هم سر زدين. عيدتون مبارك و نماز روه هاتون قبول.

haj mahdi

شنيدي صداي سازمو؟براي تو ميزدم....براي تو ميزنم....اگه تو هم نشنوي.... چقدر همه چيز ميتونه بي معنا باشه.

oois

اگه يه روز خورشيد و ديدين به بچه هاي اويس هم خبر بدين.... ما سالهاست منتظر زمزمه هاي خورشيديم... موفق باشيد

علي كوچيكه

سلام علي جون حال قشنگي داري التماس دعا يا حق

خلوت گزيده

سلام ...عيدتون مبارك باشه...