.........آن شب،وقتی خورشيد برآمده بود،خنديده بود، گفته بود که فردا ستاره ها بالا می روند و ماه،تنها خواهد ماند،و او خورشيدی تازه خواهد بود،به سبزی نيايش و به سپيدی ابر،به راست قامتی سرو،به سايه گستری نارون........و ستاره ای زاریده بود و موی پريشان کرده،گريست.

سگها و گرگها پارس می کردند و زوزه می کشيدند،صدای روباه ها و شغالها آزار می داد،پشه ها وزوز کنان به هر کجا سر می کشيدند تا خونی بمکند..و زنبورها نيش می زدند،با دندانهايی چون گراز...

ماه در تب می گداخت و فردا،وقتی از نيمه می گذشت،خورشيد ۲ تا می شد.

خورشيد بالارفته بود تا نزديکی بی نهايت....و به رنگ خون٬ ......ماه دربند٬و.....خورشيد٬ تازه شده بود و حرارتش ريسمانهارا می گسست.

ستاره هادر کهکشانهابالاتر می رفتندو آنها که مانده بودند توشه ای برای آينده می اندوختند.......دلنشين ترين ستاره موی می افشاند٬هاجروار٬هروله کنان٬به سان بين صفا و مروه!تا خورشيد تازه ....و ماه نو به دست ديو نميرند٬.....!....او از انديشه ٬از غم٬اززحمت٬ازمسئوليت پذيری بيش ار حدش پشتش شکسته بودو موهايش سپيد و......

کاروان به سوی بی نهايت به پيش می رفت و خورشيد در آتش می سوخت تا ......بندی بگسلد.

علی

 

/ 14 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ilia

سلام.سال نو مبارک.شاد و خرم باشی

...

سلام علی ..

سلمان

سلام ... سال نو مبارک .... /:) .... سالی يکی دو تا پست بنويس تا وبلاگت تار عنکبوت نبنده ... خب ؟

مسعود

سلام علی! نمیدونم منو یادته یا نه. خوش به حالت که تونستی بدون وقفه بنويسی. من که تنبلی کردم و تقریبا دو سال پیش در اوج پرخوانندگی تعطيلش کردم. يادمه اون موقعها خيلی با مطالبت حال می کردم. ولی از وقتی وبلاگ نویسی رو تعطیل کردم٬ وبلاگ خوندنم هم تعطیل شد! چند وقته دوباره دارم مينويسم. اگرچه به نظر خودم اصلا به خوبی سابق نيست (البته اگه قبلی ها رو خوب حساب کرده باشيم!!). حس و حال سیاسی نوشتن هم تقریبا ازم رفته. خوشحال ميشم يه سری بزنی. قربانت

~سحر~

خيلی وقت بود اينجا نيمده بودم.....ياد جوونيا بخير!

محمود

سلام و خسته نباشيد. قشنگ نوشتيد. راستی منظ.ر شما از يزدی چيه؟ جسارتا

ويروس

ساقیا لطف نمودی ، قدحت پر می باد // که ز تدبیر تو تشویش خمار آخرش شد

فريده (نسيم خوش صبح سابق)

سلام همشهری. خيلی وقت بود ازتون خبری نداشتم. عمر وبلاگ سابقم که تموم شد يه مدت نميومدم وبگردی. حال و احوال.

ويروس

در هنر نیز مانند زندگی ، هدف آزادی است = بتهون

يک مرد تنها

سلام من دوباره اومدم ولی اين دفع کاملا متفاوت بياين اونورا