بهانه

سخن بر سر اينست

که ته نشين شده ام

می خواهم خودم را چون خاکستر سيگار

بر مبل خانه تان بتکانم

می خواهم اينبار چترم را

يا دفتر شعرم را

کنار بخاری جا بگذارم

و به بهانه ديدن تو دوباره بيايم

می خواهم به باران بگويم

اگر تو نباری

به کدام دلخوشی به خيابان بروم

به کدام بهانه بگريم

سخن بر سر اينست

که ته نشين شده ام!!!!

ياران هميشگی سلام

راستش   اين آخرين مطلبی هست   که  دارم می نويسم.دلم نيومد بی خداحافظی برم.

 مدتهاست  درگير حسی شدم که انگيزه نوشتن رو ازم سلب کرده و دلم نمی خواد تا وقتی توی حال و هوای نوشتن نيستم از سر اجبار بنويسم....

امروزم اومدم تا باز هم بهتون بگم چقدر وامدار مهربونياتون هستم و چقدر دلم برای تمام مهر و صفاتون تنگ ميشه...

البته اينو بگم که آقای يزدی کماکان در خدمتتون هستند منتها فعلا در سفر تشريف دارند، اميدوارم که ايشون هم هر چه زودتر برگردند....

باغ نجابت

يک دو دعا می کنم به قصد اجابت

سبز بمانيد

سبزتر از سبز

برای همگيتون آرزوی مؤفقيت و شادکامی دارم و تمام شما خوبان  رو به مهربانترين می سپارم.

برام دعا کنيد...

سبز باشيد.

فرناز

/ 52 نظر / 16 بازدید
نمایش نظرات قبلی
پرت گو

خدا کنه که دوباره بنويسی به قوله يکی از دوستان احتمالا وقتی استراحت کنی درست می شه ..... ولی يه موقع مخ اين آقا علی رو نزنی که اونم ننويسه ها .....

محمد(مملي)

سلام . فرناز خانوم هر چند مدتي از خواندن مطالبت محروم ميشيم اما دعا ميكنم كه با انرژي بيشتر و دست پر تر و توان بيشتر برگردي و بنويسي . علي آقا شما هم سفرتان به خير و خوبي باشه و انشاالله كه سلامت برگردي و بنويسي .

هرمس

سلام..اميدوارم آقای يزدی با يه بقل سوغات برگرده...

صلح

در حمايت از اعتصاب غذای زندانيان سياسی و در محکوميت موج تازه سرکوبگری ها و دستگيری های اخير در سراسر ايران! بپـــا خيـــز ٫ای همـــوطــن زندانيان سياسی اوين، همواره بر ۲ خواست خود پای می فشارند: 1. رسيدگی به پرونده عاملان جنايت 18 تير 1378 و فرا خواندن آنان به دادگاه علنی و پاسخگويی به خواست همه زندانيان سياسی از دير باز تا کنون و غير و... ۲ - متجاوزين به منزل پيمان پيران محکوم گردند و همچنين بار ديگر اعضاء خانواده به خانه خود بر گردانده شوند و برای تحقق اين خواستها تا به آخر مقاومت خواهند کرد!

koosar1

هر کجا هستی بهاری باشی

راد.....(فروغ لایزال)

بسوز اي شعله! امشب خاك و خاكستر نشينم كن ... بزن بر ريشه‌اي تيغ جنون، نقش زمينم كن ... دلم از خويش مي‌گيرد، كجايي اي هجوم درد؟... ميان اين همه اسطوره‌ها زخمي‌ترينم كن ... من از تكرار مي‌گويم، از ابهام مداري سرد ... بپيچ اي شعله در من، التهابي آتشينم كن ... كجايي اي غرور گمشده در باورم! برگرد... و با روح بلند و سخت و سوزانت عجينم كن .... مهربون همراه سلام ... همانند گذشته افتخار دارم که نام وبلاگ زیبای شما همراه با فروغ لایزال آذین گشته و امید دارم بمانند قبل شاهد مهر و محبت شما و ورق خوردن دفترچه یادگاریم باشم ... کسی که همواره به یاد خوبی و صفای شما هست .... راد....یا علی مدد

زهرا

فرناز جان ....ليند يادت مياد؟ همونی که وبلاگ خرافات شيعه رو مينوشت؟ حالا برو ببين چی شده ....اشکات در مياد .....ليند حالا کنار ماست و اين خواست خدا بود ...يک سری بهش بزن ...