اثرروشهای برخورد اجتماعی بر آینده

در اجتماع فعل و انفعالاتی انجام میشود که آثار کوتاه مدت آن عینی و ملموس تر است ولی آثاردراز مدتی دارد که در آینده و شایددر غیاب شکل دهندگان حوادث نمایان شود.

فرض کنید گروهی در جامعه کارهای مثبت انجام شده توسط دوستان و یا دولتمردان را نادیده بگیرند و روی کجی ها و کاستیها بیشتر تاکید کنند. ظاهرا تخریب مقطعی موثری است ولی اشاعه این فرهنگ دامن خود منتقدین را هم در آینده خواهد گرفت.واگر روزی خود بر مسندی تکیه زنند مورد برخورد و تهاجم مشابهی قرار می گیرند.

نهادینه شدن دروغ و سفسطه نیز همین حالت رادارد و می توان تصور کرد که در اثر نهادینه شدن دروغگویی و وعده های بی پایه و آمار های بی اساس و دستکاری شده و........هر چند ممکن است چند صباحی بازنده باد گویان حرفه ای مواجه شده و احساس غرور و موفقیت کنیم امادر آینده همین آمار و دروغها رابه طور وارونه و افراطی برای خودمان می سازند وبرعلیه خود ما استفاده می کنند.

 از آن بدتراین است که وقتی این رفتارها به صورت عادت اجتماعی در می آید نسلی دروغگووهوچی باز وتخریب گر و قدر ناشناس در آینده در کشور خودنمایی کند.

مصلحین در جامعه عادت دارند اصولی راانتخاب و محور قضاوت خوددر اختلافات قرار دهند و برای تعدیل مواضع و به اصطلاح سرد کردن دیگران آنهارا بیشتر مورد عتاب قراردهند.حاصل این کار همین است که افراد ذیمدخل احساس بی انصافی کرده و حتی بخشهای متعادل از نظرات گوینده را نیز نمی پذیرند.

عده ای نیز با گرایش خاص در نقش بی طرف می خواهند نظراتی رابدهند که آرامش بخش باشد در حالی که افرادشناخته شده مواضعشان هم روشن است و نهایتا لو میروند وخودرادر معرض اتهام قرار می دهند.

فارغ از مسایل حال حکومتی باید به آینده نگاه کرد و آثار مثبت و منفی موضع گیریها بر نسل سومیها و نسلهای آینده را سنجید .وسپس سخن گفت واین نکته راهم باید همیشه یادمان باشد که نسلهای آینده از ضریب هوشی بهتری بر خوردارند و قابل مقایسه با گذشتگان نیستند .......آنها هرگز با استدلالهای احساسی و تحکمی زیر بار مسایل ودستورات نخواهند رفت

/ 0 نظر / 17 بازدید